تبليغاتX
آسمان من

آسمان من

آسمان دل من

 

Straight Through My Heart

In the heart
Of the night
Where its dark
In the lights
I heard the loudest noise
A gunshot on the floor
Ohhhh Ohhhhh

I looked down
And my shirts turning red
I?m spinning around
Felt her lips on my neck
And her voice in my ear
Like I missed you
want you tonight

Chorus:
Straight through my heart
A single bullet got me
I can?t stop the bleeding
Ohhhh
Straight through my heart
She aimed and she shot me
I just can?t believe it
Ohhhh
No I cant resist
And I can't be hit
I just cant escape this love
Straight through my heart
Soldier down(my heart)
Soldier down(my heart)

Thought I moved
More than on
Thought I could
Fool her charm I really wanna go
But I cant leave her alone
Ohhhh ohhhh

Hear the sound
Of a love so loud
I just can?t, I just can?t
Ignore this feeling
Said she misses me
And she wants me
Wants me tonight

Chorus

In the heart
Of the night
When its dark
In the lights
I heard the loudest noise
A gunshot on the floor

Chorus

 

 

 

 

Straight Through My Heart




 

درست در میان قلبم

در قلب شب جایی که در روشنایی ها تاریک هست من بلندترین صدا رو شنیدم.
زخمی بر روی زمین افتادم
پایین رو نگاه کردم و پیراهنم داشت قرمز میشد. به اطرافم چرخیدم.
لبهایش رو بر روی گردنم و صدایش رو در گوشم احساس کردم.
انگار تورو از دست دادم. امشب تورو میخوام.

درست در میان قلبم
یک گلوله به من خورد
نمیتونم جلوی خونریزی رو بگیرم
اوه
درست در میان قلبم
او هدف گیری کرد و به من شلیک کرد
نمیتونم باور کنم
و من نمیتونم موفق بشم
من نمیتونم از این عشق خلاص بشم
درست در میان قلبم
من مردم
قلب من
من مردم
قلب من

بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم تکون خوردم
فریب دلرباییش روخوردم. من واقعا میخوام برم
اما نمیتونم تنهاش بزارم

صدای خیلی بلند از یک عشق شنیدم
نمیتونم این حس رو نادیده بگیرم
به من گفت که دلش برام تنگ شده و منو امشب میخواد

درست در میان قلبم
یک گلوله به من خورد
نمیتونم جلوی خونریزی رو بگیرم
اوه
درست در میان قلبم
او هدف گیری کرد و به من شلیک کرد
نمیتونم باور کنم
و من نمیتونم موفق بشم
من نمیتونم از این عشق خلاص بشم
درست در میان قلبم
من مردم
قلب من
من مردم
قلب من

در قلب شب وقتی که در روشنایی ها تاریک هست من بلندترین صدا رو شنیدم.
زخمی بر روی زمین افتادم

درست در میان قلبم
یک گلوله به من خورد
نمیتونم جلوی خونریزی رو بگیرم
اوه
درست در میان قلبم
او هدف گیری کرد و به من شلیک کرد
نمیتونم باور کنم
و من نمیتونم موفق بشم
من نمیتونم از این عشق خلاص بشم
درست در میان قلبم
من مردم
قلب من
من مردم
قلب من

back street boys

yek  doost  besiar aziz 

fereshte


شنبه هفتم آذر 1388 |

 

من نمی دونم

من نمیدونم چـــطور شد


من چه جوری دل سپردم


من فقط دیدم که چشماش


پر بارون ِ و خواهــــش


عاشـــــقونه مــــــن بـرده


تا تـــه حــــس نــوازش


مازیار فلاحی

سهیل


پنجشنبه سی ام مهر 1388 |

 

فرشته

تو همون بودی که من خوابش رو دیدم

تو همونی که می خوام براش بمیرم

تو همون فرشته ای    از جنس آدم

تو واسم نشونه ای از خدای عالم

تو همونی که تو خنده هام شریکی

توی درد وغصه هام واسم طبیبی

تو همون رویای پاکی که توی شب های من بود

تو یه قطره از خدایی

تو همون بودی و هستی که می خوام براش بمیرم

از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم

تو واسم دنیای عشقی تو تموم لحظه هامی

تازه میشه روح وجونم وقتی که تو پابه پامی

از خدا میخوام همیشه که کنار تو بمونم

شمع باش پروانه میشم تا کنار تو بسوزم

وقتی چشمات گریه میکرد آرزوم بود که بمیرم

کاش بودم کنارت ای گل تا که دستات رو بگیرم

 

امیرکریمی

فرشته


سه شنبه چهاردهم مهر 1388 |

 

رفتنی هستی.....!

اگه با من تو میمونی ، اگر تو عاشقم هستی

اگه سخته واست رفتن  ،چرا بار سفر بستی؟!

مگه اشکارو نمیبینی ، به روی گونه های من

نگو که رفتنی هستی  ، چرا این شد سزای من؟!

تموم این جدایی رو   ،  من از چشم تو میبینم

نگو این کار تقدیره ، نپرس از من که غمگینم

تویی که رفتنی بودی ، چرا پس عاشقم کردی؟!

دلم تنگه واسه گریه ،  میدونم برنمیگردی

داری میری بی من، تو که واسه ی من ،مثله وصله ی تن بودی، حرفی بزن،

واسه عاشق شدن، نرو بی من نرو، زندگیمو اتیش نزن....

  • سپهر
  • هومن
  • (بچه ها شرمنده من یه مدت طولانی اینجا نبودم)

 

                                               


جمعه سوم مهر 1388 |

 

Mustafa Ceceli – Limon Çiçekleri


Uzakta
çok uzakta güneyde
Yazları sıcacık ve aşık
Kışları soğuk ve sensiz
Bir şehir ve ben üşüyoruz
Bir uğrasan diyoruz
İklimini getirsen
Bereketini bolluğunu
Örtsen üzerimize

Havalansa yine zil çalan eteklerin
Gelip otursa gözlerime göz bebeklerin
Öperken içsem ağzının çiçek balını
Günahını boynuma seni koynuma alsam
Hem zehrim hem şehrim limon çiçeklerim olsan
Ben görmedim böyle alımı çalımı

Yarabbi duy duyur sesimi
Anlamıyor kimsesizliğimi
Yarabbi yetiş yarabbi
Yarabbi duy duyur sesimi
Anlamıyor çaresizliğimi
Yarabbi ellver yarabbi


Tenhada
kuytuda ücrada
Tekinsiz bir mecrada
Dua etsem seni dileyen
örtüm böceğim bitki örtüm
Olacak duam olsan
Amin desem hamd etsem
Toprağına kök salsam senle
Nihayet bulsa ömrüm

Mustafa Ceceli – Limon Çiçekleri
soli


سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 |

 

برگرد

برگرد بی تو من حسی ندارم                              

بی تو هر جا باشم  بیقرارم

عزیزم بی تو تنهایی سخته

بی تو من آروم ندارم

برگرد بی تو عمر من تمومه

عشق تو همیشه آرزومه

عزیزم بی تو حرفام ناتمومه

نیستی عکست پیش رومه

چشمات دیگه از یادم نمیره

کاشکی دستام دستات رو بگیره

بی تو قلبم از غصه میمیره

بی تو از زندگی سیره

برگرد دوست دارم پیش تو باشم

برگرد نمیتونم که جداشم

نمیشه از فکر تو  من رها شم

تو قلبت غریبه باشم

برگرد رفتن تو یه گناهه

قلبم واسه تو چشم به راهه

جونم اسیر اون یه نگاهه

عشقت واسم جون پناهه

 

پوریاعرفانی

فرشته

 

 


سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 |

 

دوستت دارم

 

بگذار همیشه به یاد تو باشم، بگذار چراغ قلبم را در ظلمت شبهای تو روشن کنم؛

 

بگذار همچون شیرین عاشقانه در انتظارت باشم ؛

 

بگذار همیشه ایام در هر لحظه از اوقات به یاد تو باشم؛

 

بگذار از عشق تو آنچنان باشم، که به شوق دیدن تو سر از پا نشناسم؛

 

بگذار آنطور باشم که از نبودنت دلم از زندگی خالی شه؛

 

بگذار در کنارت احساس امنیت کنم؛

 

بگذار آنزمان که سر بروی سینه ام میگذاری،

 

آهنگ اشتیاقم را، با گفتن " دوستت دارم " بشنوی.

 

mariebru

 

 


جمعه بیستم شهریور 1388 |

 

معنای وجودت

 

 

به چشمات که نگاه می کنم، دنیای آرزوهام رو می بینم

 

دنیائی که نمی خواهم هیچ روزی از زندیگم را بدون اون باشم

 

میخواهم وادارت کنم که کسی جز من را طلب نکنی

 

شاید وادارت کنم اکنون، اینجا، کنار من باشی.

 

میدونی تمنای من، تنها موندن آسون نیست.

 

محتاج آن چیزهائی هستم که تو به من میدهی

 

 صدات، خنده هات، عشقت و ..

 

شاید دیگر کنارم نباشی، اما هنوزم

 

در سردرگمترین لحظه های زندگیم، محتاج معنای وجودتم..

 

MARIEBRU

 

 

 

 


دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 |

 

تو بهترینم


 

شبها که میرسه، خواب به چشمام نمیاد

 

دیگه قدرتی نمی مونه واسه فرار از کابوسهای زندگیم

 

" قدرت تصمیم گیری ندارم "

 

شده جزوی از کابوسهام

 

با تمام اینها که از دل میگریم، همیشه  لبخند بر لب دارم

 

آخه رسیدن به تو " تو بهترینم" شده آرزوم.

 

 به تو که فکر میکنم غرق احساس قشنگ تو میشم

 

گاهی اوقات اونقدر دلتنگت میشم که تنهائی خودم یادم میره،

 

انگار کنارمی.

 

زمانی که از کابوسهام، دلم میگیره ، تنها  شنیدن

 

صدای توست

 

که منو  به رویاهای شیرین با تو بودن میرسونه

 

با اشکهات گریستم، با خنده های قشگت خندیدم

 

با افکارت تا به کجاها که نرسیدم...

 

 برای دیدن تو بهترینم اونقدر بیتاب و بیقرارم

که آرزوم شده " تو بهترینم "


  mariebru


دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 |

 

گریه نکن

تو دریای چشمات شدم اسیر  گریه نکن

جلوی موج اشکات رو بگیر      گریه نکن

         روگونه هات نزار بارونی شه

        نزار غصه تو دلت زندونی شه

قیمت گریه زیاده بیخودی هدر نکن

واسه هر کسی تو دنیا اشکو دربه در نکن

میدونم تحملش سخته ولی گریه نکن

دل عاشقت که بدبخته   ولی گریه نکن

یکی ارزشش رو داره که براش فدابشی

تو بدون که بهترین رفیق براشی

 

محمد یاوری

فرشته

 


پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 |

 

شب آخر

بذار نگم حالا که آخرین شبه

خوب میدونم برای تو بهترین شبه

بذار نگم بذار بمونه تو دلم

با خون دل یه جوری حل شه مشکلم

من عاشقم گلایه ها رو می خورم

پیش خدا درددل هامو می برم

چرا نگم بذار بگم دلم شکسته نازنین

تو رو خدا پیشم بمون تنهایی بسه نازنین

چرا نگم بذار بگم از اون شب های دلهره

فکر نبودنت داره آرزوهامو می خوره

بذار بگم   بگم  بهم چیا گذشت

دلی که رفت محبتی که برنگشت

چرا نگم همیشه منتظر بودم

تو کوچه ها همیشه دربه در بودم

 

مهدی آریا

فرشته


جمعه شانزدهم مرداد 1388 |

 

ایه قول تانی کیده ؟ چی یک بار دیگه بگو

ایه قول تانی کیده ؟     چی یک بار دیگه بگو

مین تقصدننا؟            منظورت (از این حرف) منم

حبنا عشقنا هو انت بتتکلم عننا؟  داری از عشق وعلاقمان صحبت میکنی ؟

 یا ناسی هواک واخد معاک          عشق تو رو همراه خودم فراموش کردم

لیالی وسنین عمرنا                    شب ها وسال های عمرمون رو (فراموش کردم)

ده انا اللی اشتریت ودوبت وهویت   این من بودم که به خاطر تو تمام دنیا را خریدم   در عشقت سوختم و

عاشقت بودم

وضاع من ایدیک حبنا                   اما تو قدر این عشق را ندانستی

انت مین ف الهوی وفی الشوق     تو معنای شوق وعشق رو نمی فهمی

هو انت حبک ده ایه ماتفوق         تو فکر میکنی که من سرشار از عشق تو هستم 

ولا انت فکرک بکلمه منک            فکر میکنی با یک حرفه تو

خلاص حسمحک وحنسی قوام    تو را خواهم بخشید وفراموش خواهم کرد

 فی الغرام لسه بدری علیک        هنوز  عشق برای تو زوده

ولا عمری تانی حفکر فیک           یک بار دیگه به تو فکر نخواهم کرد

ده انا کنت جنبک وسابنی قلبک   من در کنارت بودم اما قلبت منو رها کرده بود

اتاری حبک کلام فی کلام            معلوم شد که عشقت فقط حرف بود

 

نانسی عجرم

یه دوست

فرشته


پنجشنبه هشتم مرداد 1388 |

 

لحظه دیدار

یادمه لحظه ی دیدار
یادمه اون اولین بار
یاد لبخندای گرمت
چشای همیشه بیدار
همیشه بیدار
همیشه بیدار

نمیدونم چی بخونم
من از عشقم گله دارم
وقتی رفتی از کنارم
بیقراره بیقرارم
بیقرارم
بیقرارم

قسمت میدم به اون لحظه ی گرم آشنایی
قسمت میدم تورو به پاکی عشق خدایی
قسمت میدم به اشکام که نگی ازم بیزاری
منو تنها نذاری

قسمت میدم به اون لحظه ی گرم آشنایی
قسمت میدم تورو به پاکی عشق خدایی
قسمت میدم به اشکام که نگی ازم بیزاری
منو تنها نذاری

فکر رفتنت تو سرم دلم میگیره
وقتی میری تا برگردی غصم میگیره
تورو قسم به اون خدا با دل عاشق
نکنه لحظه ای بیاد بازیت بگیره

فکر رفتنت تو سرم دلم میگیره
وقتی میری تا برگردی غصم میگیره
تورو قسم به اون خدا با دل عاشق
نکنه لحظه ای بیاد بازیت بگیره

عشق من دلتنگ اون خنده هاتم
عشق من گذشته ها و خاطراتم
عشق من هر لحظه از عمرم که میره
یاد تو از یادم نمیره

عشق من غروب پاییز نگاتم
عشق من هر لحظه مجنون صداتم
عشق من به عکس تو میشم تا خیره
بازم دلم آروم میگیره

اگه تنهایی یه درده
تاب تنهایی چه سرده
گفتی که زود برمیگردی
نکنه که برنگردی
نکنه که برنگردی


یادمه لحظه ی دیدار
یادمه اون اولین بار
یاد لبخندای گرمت
چشای همیشه بیدار
همیشه بیدار
همیشه بیدار

نمیدونم چی بخونم
من از عشقم گله دارم
وقتی رفتی از کنارم
بیقراره بیقرارم
بیقرارم
بیقرارم

قسمت میدم

  • امین فیاض
  • سهیل

دوشنبه پنجم مرداد 1388 |

 

خدا رو دوست دارم...!

خدا رو میخوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام...!

خدا رو میخوام نه واسه مشکل و حل غصه هام...!

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت،

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت!

خدا رو میخوام نه واسه خودم که باشم یا برم!

خدا رو میخوام نه واسه روز های تلخ اخرم٬

خدا رو میخوام نه واسه سکه یا سکو یا مقام!

خدا رو میخوام که فقط و تو رو نگه داره برام..!

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن رو یادم داده

خدا رو دوست دارم  چون عاشق ها رو خیلی دوست داره!

 خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمیذاره!

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه...!

خدا رو دوست دارم اخه همیشه لبخند میزنه..!

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با هم ایم!

خدا رو دوست دارم که میدونه ما عاشق هم ایم...!

  • هومن...!
  • رضا صادقی!

 


شنبه سوم مرداد 1388 |

 

من ...

 

Kimdemiş ki senden vazgeçtiğimi
Ben sensiz bir tas su içer miyim
Demir atığım tek gönül limanımsın
Deli miyim senden vazgeçer miyim

کی گفته که بیخیالت شدم

من بدون تو یه کاسه آب میتونم بخورم؟

تنهایی لنگر انداختم ، لنگرگاه قلبمی

مگه دیوونه ام که بیخیالت بشم

 

 


Sultan olsam şah olsam
Asra padişah olsam
Dünya servetin bulsam
Çok severim yine seni
Dünyaları verseler
Servetleri serseler
Herşey senin deseler
Ben isterim yine seni

سلطان بشم شاه بشم

پادشاه قرن بشم

ثروت دنیارو پیدا کنم

بازم تورو خیلی زیاد دوست دارم

دنیا ها رو بدن

ثروت هارو به پام بریزن

بگن که همه چیز مال تو

من بازم تورو می خوام

 

 


Sen benim canımdan öte canımsın
Damarımdaki helal kanımsın
Sığındım tek gönül limanımsın
Deli miyim senden vazgeçer miyim

 

تو فراتر از جونمی

خون حلال تو رگ هامی

تنهایی شکستم ، لنگرگاه قلبمی

مگه دیوونه ام که بیخیالت بشم

 

 

  • İbrahim Erkal - Gönül Limanı
  • سهیل

 


شنبه ششم تیر 1388 |